بدون عنوان
سلام عشق مامان عزیزکم تو الان لالاپیشی جوجویی کردی البته بایدم بخوابی چون قبلش آهنگ گذاشتم کلی باهم رقصیدیم که خستت شد و خوابت گرفت دیشب هم خیلی جفتون کبکامون مرغ میخوندن بازم آهنگ گذاشتیم داشتیم میرقصیدیم که باباهادی مثل جن با این قیافش
پشت سرمون ظاهر شدکه ماکلی ترسیدیم قیافمون از اینجوری
به اینجوری
تغیرکرد حالا چشم سفید اومده میگه ترسیدیدنه منم که جدی ترسیده بودم با این قیافه
گفتم نه ما فهمیدیم تو اومدی بعد که فکر کرد من جدی جدی فهمیده بودم اومده و خیت شده قیافش
جالب شد و ترش کرد تا اون باشه دیگه جوجه مرغاش نترسونه 





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
